مسلم شخصیتی ویژه در میان اصحاب سیدالشهداء (سخنرانی مکتوب حجت الاسلام کاشانی)

امشب خیلی شب مهمی از این جهت که پناه آوردیم به شخصیت با عظمتی که در بین انصار سیدالشهدا صلوات‌الله‌علیه از چند جهت بی‌نظیره: یعنی اگر وجود مبارک قمر بنی هاشم و علی اکبر سلام الله علیهما را کنار گذاشته و در نظر نگیریم حضرت مسلم سلام الله علیه ویژگی‌هایی داره که دیگر شهدای کربلا ندارن (حالا واضح هست که حضرت سید الشهداء منظورم نیست) و متاسفانه شخصیتش برای ما هنوز غریبه.

  • هم خیلی درس داره؛ این که ما راجب ایشون فکر کنیم
  • هم خیلی آیت (نشانه) برای اینکه کسی که به خاطر امام غربت بکشه عزتش شما امروز می‌بینید از بنی امیه هیچ خبری نیست وقتی وارد مسجد کوفه بشید که مقر حکومت بنی امیه بود و اونجا سخنرانی می‌کردند؛ احدی از اون‌ها اثری ازشون نیست؛ ولی هروقت میری چشمت به گنبد با صفای مسلمانی برسه بی‌اختیار آدم میگه: «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» مونده مسلم بن عقیل

روایاتی هم رسیده برای جناب مسلم بن عقیل که حیرت‌انگیزه.

 من چندتا فضیلت از حضرت مسلم عرض می‌کنم بعد یه نکته راجع به اینکه چه شد که شهید شد که درس عبرت برای ما و ان‌شاالله توسل می کنیم

آن کسایی که توی کوفه باش نامه نوشتن آقا تشریف بیارید دو دسته‌اند:

  1. یه عده هستن مثل شبث ربعی و عرض کنم امثال او که منافق اند و دنبال این بودن که از این خلاصه پنبه‌ لهافی برای خودشون درست کنن؛ یا از این فرصت یه منصبی برای خودشون درست کنن.
    1. به حضرت نامه نوشتن گفتن آقا درختامون بار دادن رودخونه‌ها خروشان کما اینکه پیک نیک می‌خوان دعوت کنند حضرت را و فهمشون همین بود دعوت کردن حضرت مامه هاشون را نگاه کنید این گروه به حضرت مثلا انگار مکان خوش میخوان معرفی کنند کوفه ر اینجوری معرفی کرد
  2. یه عده هستن اینا گفتن آقام امام نداریم. اینجا تو ظلم هستیم همونطور که رفتن اون قوم تالوت پیش پیغمبرشون گفتن ما توی ظلمیم میخوایم بریم بجنگیم جهاد فی‌سبیل‌الله کنیم «ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّه»[1] یکی بفرست تو راه خدا جهاد کنیم ما دنبال خداییم یه عده هم اینجوری نامه نوشتن این کسایی که نامه نوشتن امام نداریم آقاجان بیاناین جونمون فدات کنیم اهل بیتمون رو فدات کنیم یه عدشون بعدا بیشتریاشون زدن زیرش و کم کاری کردن و کربلا نیومدن اونم من کار ندارم
  3. 3.      اما تو اینایی که نامه نوشتن مسلم‌بن اوسج هست سلام الله علیه. حبیب مظاهر هست علیه السلام. بریر هست. عابس هست. سعید بن عبدالله حنفی که توی طول عمرش یه بار به امام معصوم پشت کرد اون هم اون جایی بود امام حسین نماز در حال نماز خوندن تیو ظهر عاشورا بود اون هم جلوی امام ابستاد زمان که تیرا میومد سرش رو جابه‌جا می‌کرد تا با  صورتش بخوره. اینا تو کوفه بودن به آقا نامه نوشتن آقا تشریف بیارین اگر می‌خواد کسی ببینه عظمت مسلم بن عقیل چیه باید این نامه‌ی حضرت ببینه اینا کم کسایی نیستند. یکی از افراد این گروه کافیه که به گوشه‌ی چشمش همه اتفاق بیوفته (کنایه از عظمت امثال ظهیر، عابس و بریر و حبیب و …) اینا به آقا نوشتن کنار بقیه (همراه سایر گروه ها)! «عابس» آمد پیش حضرت آقا عرض کرد ببین من با اینا کاری ندارم میان؟ نمیان؟ من هستم و نمیرم دیگه. به عنوان سفیر آمد کربلا ایستاد باهم رفتن کربلا. سعید بن عبدالله حنفی جز همین کسایی که نامه برده و آورده. اینا بودن تو کوفه به آقا گفتن آقا تشریف بیار.

اگه کسی می‌خواد جایگاه مسلم را ببینه این نامه را باید ببینه حضرت فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم به من نوشتید امام نداریم تا در راه خدا جهاد کنیم (حالا من می‌پذیرم حرفتون را یا نه؟) به این بزرگان «وَ قَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکُمْ أَخی وَ ابْنَ عَمّی وَ ثِقَتی مِنْ أَهْلِ بَیْتی مُسْلِمَ بْنَ عَقیل» من برادرم، پسرعموم و «و ثِقَتی مِنْ أَهْلِ» ثقه خودم از اهل خودم!

 شما میگید «سلمان منا اهل البیت» مست میشید. «و ثِقَتی مِنْ أَهْلِ» ثقه ای از اهل منه.  شوهرخواهرم هم هست.

می فرستم ببینه شما اونجا راست می گید یا نه؟ اگر مسلم نوشت بیام به سرعت میام. خیلی این حرفه! یعنی هم از جهت وثاقت مسلم با بقیه‌ی انصاری امام فرق داره هم از جهت مدیریت و موقعیت شناسی. من نمی‌خوام بگم حبیب غیرصادق هست که؛ ولی ممکنه حبیب اون درایت نداره که امام بخواد ناموسش رو حرکت بده بیاد سمت کربلا.

 ولی مسلم کسی که اگه نامه بنویسه به سرعت میام «اَقْدِمُ عَلَیْکُمْ وَشیکاً إِنْ شاءَ اللّهُ» به سرعت میام سمتتون اگر بنویسه کسی این نامه رو نگاه کنه می‌فهمه قیمت مسلم با بقیه برای امام فرق می‌کنه. همشون دسته‌جمعی بگن بیا آقا میگه مسلم بره ببینه بیام یا نیام؟

دقت می‌فرمایین همین خودش نشون میده مسلم با بقیه فرق داره.

یکی دیگه عرض کنم محضرتون.

خیلی آقا من تو این زمینه گشتم هنوز متاسفانه به ظفر نرسیدم. با شما مطرح می‌کنم شاید شما یه وقتی تو نسخه‌ی خطی جایی پیدا کردید. اگر کسی بخواد مسلم بن عقیل رو با بزرگترین شهید بعد از سیدالشهدا مقایسه کنه قمر بنی هاشم چار ستون بدنش می‌لرزه. اصلا این چه مقایسه‌ای شاید اصلا به ذهن هیچ کدومتون خطور نکرده بنده هم نمی‌خوام بگم مسلم بن عقیل سلام الله علیه حضرت عباس هست. ولی به شما یه آدرس میدم برید امشب ببینید یه زیارتنامه‌ای داریم در منابع درجه اول شیعه راجب قمر بنی هاشم از امام صادق علیه السلام رسیده به سند صحیح. آقا به سند صحیح یعنی چه؟ یعنی فقیه با خیال راحت تو روز ماه رمضان حکم شرعی میده که میگه این حکم شرعی «علی قول صادق علیه السلام» اینطوری!

یعنی جرات داره روزه بگه این حکم خداست از امام صادق گرفتیم انقدر قدرت داره سند چی؟ زیارت قمر بنی هاشم!

  1. استاد شیخ مفید ابن قولویه در کامل الزیارات نقل کرده
  2. خود شیخ مفید در مزارش نقل کرده
  3. شیخ طوسی در دو کتابش نقل کرده
  4. شیخ صدوق نقل کرده در کتاب من لایحضره الفقیه سندش هم صحیحه

از اون زیارتنامه بزرگان ما عصمت قمر بنی هاشم و اینکه او حایز منصب تالی تلو امام هست را می‌فهمیم که من دو سه تا جمله به شما عرض خواهم کرد توجه کردین؟

اگر به شما نگنم داری زیارت چه کسی می‌خونی فارسی براتون بخونم فکر می‌کنید دارن زیارت امیرالمومنین براتون می‌خونم دقت کردن حالا چند تا جملشو میگم ببینید خودتون داوری کنید من با خودم فکر می‌کردم که چقدر این قمر بنی هاشم روحی له الفدا مقام داره امام معصوم این عبارات را براش فرموده درست؟

زیارتی برای حضرت مسلم نقل شده، من هنوز سند قدیمی‌تر از این دو تا که به شما عرض می‌کنم پیدا نکردم

 یکی شهید اول در «مزار» شهید اول آقا یا قطعا اولین فقیه شیعه هست یا جزء چهار پنج فقیه تاریخ تشیع. فقیه هم مثل من نیست گتره حرف بزنه میدونه هر چی میگه باید حواسش به واجب حرام و مستحب و مکروه باشه و چیزی به امام الکی نسبت نده. شما می‌خوای بری توی حرمی دنبال این هستی که عبادت کنی و دنبال این که حرف اضافی بزنی نیستی؛ لذا چیکار میکنه اهل احتیاطه

شهید اول در مزارش، مرحوم مشهدی در مزارع کبیرش ابن مشهدی آورده اینرو . نقل نکردن به معصوم میرسه یا نه ولی شهید اول اجازه داده اینا رو به مسلم بگیم. نود درصد زیارت مسلم بن عقیل الفاظش همون الفاظ زیارت حضرت عباسه.

 دقت کردین فقیهی مثل شهید اول میگه اجازه دارید این حرفا را تو حرمش بگید حالا من یکیش رو به شما بگم شما ببینید اصلاً به من اگه می‌گفتن چهار گزینه این را راجع به چه کسی میشه گفت؟ جز امام معصوم نمی‌تونستم بگم میشه گفت یا نمیشه گفت.

یکیش اینه! شما ببینید چه مقامی داره این آقا وگرنه این زیارت اگر گتره بود که به هر چی دلشون بخواد به هر شهیدی می گفتن بگو مثلا فرض کنید به جناب عابس سلام الله علیه هم بگو! اجازه نمیدن دقت می‌کنی اجازه نمیده

یکیش اینه ببین آقا روز قیامت برای ما حسرته «وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ»[2] چرا چون وقتی نامه اعمالم که میدن دستم تمام اعمال و لحظه به لحظه دارم نگاه می‌کنم میگم ای داد بیداد اون روز می‌تونستم تو اون مجلس شرکت کنم یه قطره‌ی اشک بریزم، نریختم. اون روز می‌تونستم یه آیه بیشتر بخونم نخوندم اونجا که می‌بینم رفقای صدیقه طاهره، رفقای سیدالشهدا کی هان؟ خودم رو که نگاه میکنم حسرت می‌خورم روز قیامت رو گفتن یوم الحسره چون همه حسرت می‌خورن ما یقین داریم چند نفر حسرت نمی‌خورن زهرای مرضیه، امیرالمومنین، ائمه.

 آیا غیر از چهارده معصوم کسی هست حسرت نخوره؟

امام صادق می‌فرماید قمر بنی هاشم همینطوره. حالا عرض می‌کنم.

 این عبارت رو برای حضرت مسلم هم گفتن. قمر بنی هاشم روز عاشورا وقتی داشت شهید میشد غمگین بود. گاهی آدم غمگین از اینکه کم‌کاری کرده گاهی غمگین از این که میگه روی من حساب کرده بودن وقتی من رفتم برم سمت القمه گفتن حتما با آب برمی‌گرده. ناراحت نیست از این که کم‌کاری کرده ناراحت از اینکه چون من بودم رو من حساب کرده بودند. این ویژگی رو مسلم هم داره سلام الله علیه.

مسلم گفت اگر من نبودم و هر کسی به غیر من یه نامه نوشته بود (امام حسین ع)  ناموسش نمی‌آورد. کم کاری نکرده‌ ها!؟ کم کاری نکرده! ولی بزرگی خودش باعث شده این اتفاق بیفته.

 ما به هر دو بزرگوار تو زیارت نامشون میگیم. امام صادق می‌فرماید به حضرت عباس همون رو تو زیارتنامه حضرت مسلم هم میگیم. (أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَالَغْتَ فِی النَّصِیحَةِ وَ «أَعْطَیْتَ غَایَةَ الْمَجْهُودِ») شهادت می دهم تمام تلاش ممکن را که میشد یه نفر انجام بده انجام دادی. یعنی کاری که بگه کاش می‌شد بکنم نبود. یعنی ای قمر بنی هاشم یوم القیامه برای تو یوم الحسره نیست چون چیزی نبود که بشه انجام داد و انجام ندادی. این عبارت برای غیر معصوم ما باشیم دهنمون می چاید بخواهیم بگوییم. امام صادق برای قمر بنی هاشم گفته و شما در زیارت حضرت مسلم این رو میگید.

در ملأ اعلا در اعلا علیین کیا حاضرن؟ انبیا و رسل و شهدا و صدیقین (و حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقًا)[3] اونجا اسم کی مطرح  هست؟ اسم کی مطرحه؟ اونی که بین اونا بدرخشه! توقع دارید اسم کی مطرح باشه امام صادق علیه السلام در زیارت حضرت عباس می‌فرماید « وَ رَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیِّینَ» در اعلا علیین یا عباس یا عباس میگن انبیا. در زیارت مسلم بن عقیل به ما گفتن به مسلم بن عقیل بگو « وَ رَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیِّینَ»  آقا من این زیارت رو حق دارم برای حضرت مسلم بخونم شهید اول فقیه الفقهای شیعه می فرماید: من میگم این بخونید مستحبه عباراتش رو اگر برید ببینید آقا بهت زده می‌شد از این که چطور ممکنه به یه نفر این حرفا رو بشه زد عبارتش زیاده من نمیخوام اینا رو بیان کنم یکی دیگش رو عرض کنم به حضرت مسلم می‌گیما «سَلامُ اللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ وَسَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ، وَأَنْبِيائِهِ الْمُرْسَلِينَ، وَأَئِمَّتِهِ الْمُنْتَجَبِينَ، وَعِبادِهِ الصَّالِحِينَ» می‌خوایم سلام کنیم به حضرت مسلم چه لشکرکشی کردند همه اومدن استقبال «وَجَمِيعِ الشُّهَداءِ وَالصِّدِّيقِينَ، وَالزَّاكِياتُ الطَّيِّباتُ فِيما تَغْتَدِي وَتَرُوحُ عَلَيْكَ يَا مُسْلِمَ بْنَ عَقِيلِ بْنِ أَبِي طالِبٍ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ» من کیم به تو سلام کنم ؟

سلام‌الله ، وَسَلامُ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ ،

 بعد بگیم «السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ» اینا رو به مسلم‌بن‌عقیل میگیم چرا این زیارتاما گفتن بخون برای اینکه آقا ببین جایگاهش برای امام حسین کجا بوده؟ همزمان که داریم عرض ادب می‌کنیم محضر یه نوکر آبرودار سیدالشهدا تو دلمون بگیم

کاش امام زمان به ما هم مارو هم حسابمون می‌کرد من اصلا مرده باشم زنده باشم برای امام زمان فرق می‌کنه؟ مسلم فرق می‌کنه خبرش شهادتش که اومد ضجه می‌زد سیدالشهدا!

برا من فرق می‌کنه بمیرم و زنده باشم اصلا تابلوی امام شناسی هست وجود مسلم یعنی من نگاه کنم چون فطری دیگه « «ان للحسین محبة مکنونة فی قلوب المؤمنین »  محبت فطریه. من نگاه کنم بگم کاش منم برای امام زمان اینطوری می‌شدم از حضرت بخوانم دلم می‌خواد بود و نبودن برای شما فرق بکنه بود و نبودم فرق بکنه حالا این روایت شما ببینید اصلا این روایت حیرت‌انگیزه اولا یه روایت سنی بگم شما ببینیداین شخصیت ببینید:

 انصار امام حسین و منابع اهل سنت سعی کردن بمالن از بین ببرن چیزی باقی نمونه! طبیعی هم هست چرا چون دوره بنی‌امیه این نوشته شده حاکم یزید فلان و بنی امیه و بنی مروان و اینا اینا که با دشمنشون نمیذارن که روزنامه‌ها و رسانه‌های اون روز. شما وقتی میخواین مثلا فرض کنید معاذ الله حکومت ما می‌خواد ریگی بکشه معاذ الله تشبیه از نوع معکوس تشبیه معکوس یعنی معاذالله سیدالشهداء و حکومت رو برعکس حساب کنید اگه ما این ریگی که جندالشیطان داشت رو بخوایم بکشیم و میکشیمش با افتخار می‌کنیم دیگه نمیگیم نماز شب خون بود وکشف و کرامات داشت که معاذالله معکوس جسارت به محضر شریف امام حسین نشه. اون حکومت رذل پستف کفر یزید که نمیاد وقتی می‌خواد امام حسین رو بکشه حقیقت حضرت رو نگاه کنه که پیغمبر فرمود اسلام علیک یا زین السماوات و الارض که نمیگه که به ما زینت آسمان زمین کشتیم در این صورت مردم میگویند: غلط کردی کشتی! اون میاد چی میگه اون میگه معاذ الله کافر شده بودن دفنشون هم نکردیم او مجبوره اینجوری بگه دیگه کافر دیگه بنی امیه‌است در دوره بنی‌امیه طبیعتا انصار شهدا رو کوبیدن اسم نبردن

این بخاری صاحب صحیح یه کتابی داره اسم «تاریخ الکبیر» روات رو بحث کرده یکی از راویان که مسلم بن عقیل بن ابیطالب میگه در بین فرزندان عبدالمطلب أشبح به رسول الله مثل مسلم‌بن‌عقیل ندیدیم. دشمن این رو میگه شما ببین کسی که می‌خواد خورشید رو بپوشونه این رو گفته ببین اگه شما با خودش مواجه می‌شدی چی می‌دید؟ دشمن این گفته!

 پیغمبر چی فرمودن این همتون شنیدید خیلی روایتش حیرت‌انگیز اصلاً! و از جهت تاریخی دلیلی نداریم شب عرفه شب عشاقه! اتفاقا خورده به شهادت کسی که پیغمبر عشقش رو امضا کرده که شما توسل کنی بتونی جلو بری

 فرمود:[4] «والله انی لأحبه (عقیلاً) حبّین» با حب شروع شده! من عقیل رو از دو جهت دوستش دارم «حب له» خودش دوست دارم و«وحبا لحب ابی طالب له» چون ابوطالبم او را دوست داشت دوسش دارم ببین ابوطالب چه شخصیتی هست که انقدر پیغمبر اکرم اهمیت براش داره که هرکسی او دوست بدار پیغمبرم دوستش می‌دارم و خدا میدونه که اگر ابوطالب سلام الله علیه نبود توحید امروز نبود پرچم توحید و ابوطالب نگهداشت و اتفاقا ابوطالب حقیقتا جد قمر بنی هاشم هست چون تا لحظه‌ی از دنیا رفتنش دلش لک زده بود بیاد وسط مردم فریاد بزنه برای شهادت رسالت رسول خدا ولی برای حفظ جان رسول خدا دم بسته بود حرف نمی‌زد. آدم از عشق پیغمبر همه دار و ندارش خرج کنه ولی برای حفظ جان پیغمبر نتونه حرف بزنه دوره‌ی غم اسلام رو هم دید دوره پیروزیها را ندید انقدر به شما بگم که امیرالمومنین نسبت به پدرش انقد اهتمام داره همیشه می‌فرمود ای کاش یه نفر پیدا بشه اشعار بابای من ابوطالبو در مدح پیغمبر و خدا گفته ر جمع کنه معلوم بشه بابای من موحد اینا بی‌انصاف تهمت میزنن تا بعدا یکی از نوادگان قمر بنی هاشم چهارصد سال بعد این کار کرد الان دیوان ابوطالب هست همش پیغمبر خداست ولی اون موقع باید دم فرو می‌بست حرف نمی‌زد که بتونه با قریش کار دیپلماتیک بکنه رسول خدا ر حفظ کنه توجه کردید؟

«ان ولده لمقتول فی محبه ولدک» راه خدا کشته شد در راه دفاع از حرم مکه نمی‌دونم کجا؟ نه در راه حفظ جان امام حسین؟ ان ولده لمقتول فی محبه ولدک: یعنی مسلم راه محبت کشته میشه یعنی شهید راه محبت شاید سر اینکه شب هدف ما متوسل به مسلم میشیم چون شب عرفهشب عرفان و عاشقانه خیلی کلاسش عرفه بالاست از کرمش بوده مثل من راه داده وگرنه کلاسش بالاست وقتی میگیم شب توبه کاراست بله عرفگرا می‌بخشندنیم رمضان بخشیده نشن بدبختن شقی اند مگر اینکه شب قدر نشد چین مگر اینکه شب عید فطر بعد فرمود دیگه امید بخش نداشته باشن الا شب و روز عرفه. خیلی خاصه چرا باید بریم سراغ مسلم چون مسلم اولا علمدار شهدای کربلا است! ثانیا شهید راه محبت سیدالشهداست امشب باید بگیم به امام زمان سلام علیکم آقا به حرمت مسیری محبت ما ر تنظیم کنه ما دغدغمون شما باشه چطور تو زیارت وداع اهل بیت که میریم یه عبارت میگیم خیلی جگرسوز عرض کنم آدم به تلاطم میندازه در زیارت وداع یه دعایی هست هر جا رفتین بگید و از دور وایمیسی آخرین سلام بخوای به گنبد امام رضا بکنی گفت این جمله ر بگو بگو آقاجان اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ خرابه‌ها من مثل این آدم حسابی خودم عرض میکنم آدم حسابیا نیستم وضعم باشه من از اینام که لب مرز دستم رها کنی میفتم لونکن جز دغدغه‌ها قرار بده همین دم چشمت باشم من رها کنی میفتم دقت می‌کنی

 امشب به آقا بگیم آقا به حرمت مسلم‌بن‌عقیل یا صاحب الزمان   اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ   ما قدیر در پیش داریم محرم در پیش داریم و دستم شل کنی افتادم رفتم اجنبیاز شما نره سمت جای دیگه «وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلً » ارزون نفروشند این شخصیت مسلم حالا یه پنج شیش دقیقه تحلیل تاریخ میگم بعد وارد توسل میشم که حالتون خراب نشه این مسلم بن عقیل چی شد تنها شد مگه توی کوفه حبیب نبود مگه توی کوفه مسلم بن عوسجه نبود چی شد مسلم تراشد چی شد مسلم تنها شد وقتی مسلم شنید هانی ابن عروه گرفتن زدن لت و پار کردن بردنش تو دارالحکومه دیگه صلاح ندونست مخفی باشه اونم این شخصیتی که نامه به حضرت برسیدانشالله دیگری ببینیم راست میگه یا نه او نامه بنویسه آقا می‌فرماید من میام مسلم اومد بیست هزار نفر هم باهاش اومدن آقا این مسیله‌ی روزگار ماست دقیقا من روزش نمیگم ولی من تحلیلت میگم شما یاد افراد امروزش میفتید بیست هزار نفر اومدن دور دارالحکومه ر گرفتن به فرماندهی مسلم نقی چرا چون هانی رو گرفتن امام معصوم باوفا نوکر درجه یکش که مسلم باوفا مهمون بوده خونه‌ی هانیه چند روز حالا که هانی ر بگیرن مسلم خودش و به خطر میندازه اهل بیت بدهکار کسی نمی‌شه اومدیس هزارنفرم خوش اومدی کوفه آقاجون سربازاش همین مردم بودن اگه می‌خواستن برن جنگ یعنی شهر نظامی بود تو تهران مثلا شهرک شهید محلاتی دید سپاهیان شهرک نمیدونم شهید فکوری ارتشیان دیگه تو اون شهرک نظامی که پنجاه هزار تن نیرو نظامی برای حفظ نمیذارن دویست تا مثلا انتظامات میذارن کل کوفه دارالحکومه سیصد تا سرباز داشت چرا چون همین کوفیان نیروهای نظامی بودن وقتی نیروهای نظامی بیست هزار تا بیان دارالحکومه ر بگیرن کسی نیست جلوی اینا واسه نوشتن عبیدالله زیاد شروع کرد به لرزیدن صدای قریبی این مردم که شنید یا منصور امت یا منصور امت دیدن شروع کرد به لرزه افتاد اینطوری از ترس خب معلومه اونایی حمله کنند بیست هزار و دویست سیصد نفر کهبزرگ یا گوشش چندتا در اصلی داشت دارالحکومه یه در کوچک داشت از دو تا کوچه اونورتر در مخفی بود گفت از اون در پشتی از اون در پشتی عرفا را خبر کنید عرفا نه یعنی عارفان بله یعنی حریف‌ها یعنی چی یعنی جمعیت بزرگ کوفه ر تقسیم کرده بودند به چند صد نفر چندصدنفر اسمش حریف یه مسول بالا سر اینا گذاشته بودن کسی به دنیا میومد اسمش می‌نوشتن کسی می‌مرد اسمش و خط می‌زدن می‌خواستن طول بدن حقوق سالانه بدن میدادن به این عرفا نمو نبود این پخش می‌کرد چرا میدادن به این پخش می‌کرد که از یه نفر پرویی کرده حکومت درافتاده بگه امسال حقوق بهت نمیدم به حرفش گوش بدن اینا ر بشناسه اگر تو مسجد کوفه روبند بزنها باد فحش بده به عبیدالله تا ظهر نشده صداش و میشناسه دیگه چون هر ی حریف مسول چند صد نفر اسم اینا ر می‌دونه صداشونو میشناسه اخلاقشون می‌دونه جمعیت دستش هم آمارد میگفت عرفا یعنی این علیا را خبر کنید چند تا جمله گفت گفت اینا ر برسونید از این که اگر شما خونتون برنگردید سپاه شما میاد توو می‌کنه از لشکر بیرونی ترسوندن در صورتی که سپاه شام کجا بود سفارش‌دهنده طول می‌کشه ساکویل کرده بودن کوفه ر گرفته بودن تموم شده بود دروازه شهر می‌بستند سپاه شما کجا بود با پهپاد می‌خواست بیاد یه هفته ده روز کار داشت سپاهیان که تا کوفه پرواز نمی‌کنن که تا خبر بدن مردم جمع بشن راهنماها یکی اینکه از دشمن بیرونی اینا ر ترسون دو گفت به اینا بگو که اگر از هر ارازه‌های چهارصد پونصد نفر یه‌نفر به مسلم بپیونده حقوق همه ر قطع می‌کنه اینا همه فامیل بودن وقتی این اعلام شد یکی دیگم گفت که عرض می‌کنم وقتی این اعلام شد خاله میومد به خواهرزاده‌اش گفت تو می‌خوای انقلابی باشی من چیکار داری به من چرا میخوای مثلا از نون خوردن بندازی اینا ر انداخت به جون هم با این که می‌دونستن مسلم نماینده‌ی امام این می‌دونستن نداشتن شک نداشتم سیدالشهدا حرکت کرده با خانوادش اون یکی به من گفت عمو تو اگه می‌خوای بری را پسر من نون خوردن یافته بابابزرگ به نوشگاه می‌خوای بری منیرم چیکار داری حقوق منم قطع می‌کنن ترس از لشکر بیرونی ترس از قطع کردن اینا اینجوری نبود که توبلا نفهمن مثلا هی سیدالشهدا سخنرانی می‌کنه این نمی‌فهمه آقا می‌فهمن مجبورن خودشون بزنن به نفهمی مسلم بن عوسجه چرا هر چی آقا میگه شما نمی‌فهمید یا خود حضرت فرمود برای چین با شما صحبت می‌کنم استدلال می‌کنم متوجه نمیشی فاتلتون قطع می‌کنن حقوق بابامم قطع می‌کنن عموم می‌کنی وقتی آدم گیر میفته بین اینکه بابام بچسبم یا امام سومی هم این بود گفت اگر از هر گروه از این ارایه نفر ببینمت سپاه مسلمه هم ناموس تون میگیرم هم عزیزتون و به جای اون زدید یعنی بزرگ قبیله ر به جای اون می‌گیرن پدرش در میان مردم گفتن ما بیست هزار تاییم اینام دویست سیصد تا شما خیلی وظیفه نداری این آقا ر خانمش بردینداران آقا اون آقا ر اون آقا ر هی کم شده کمالا هستن آقایون هستن خب این تحلیل برای مردم کوفه تحلیل دقیق تاریخی اتم مختصر گفتن امامسجاد چیکارش کنم حبیب بن چیکار کنم اگه اینا تو کربلا شهید شده بودن راجب اینا همون حرف می‌زنیم که راجع به بقیه گفتیم بهتره خودم و به نفهمی بزنم بگم این شهدای کربلا چون شهید کربلا نمی‌فهمم چی شد چون جنگی صورت نگرفت از ده صبح شروع شد دم اذان مغرب شدن بیست نفر فتنه وقتی سنگین بشه انقدر عجیب میشه میگم اگر شهید کربلا نبودن اینا سلام الله علیه و اجمعین راجب اینا باید مثل بقیه حرف می‌زد نفهمیدیم چی شد مسلم چرا این وسط تنها شد حالا یه چیزی از غربتهای انگیزه شنیدید آقا دم اذان مغرب که شد رفت نماز خوندن نماز که تموم شد برگشت هیچ‌کس نیست هیچکس نیست یعنی اینا همه در رفته بودن رفته‌بودن کیلومتر اونورتر نه آقا این روایت میگم همتون شنیدید و تحلیلش کنیم نوشتن وقتی از مسجد اومد بیرون چپ و راست که نگاهکرد راه چون محلمحل کوفه نبود کوفه بزرگی نمیدونستاما برویدبه از جون خودش می‌ترسه نه مسلم باید زمان بخره یه سفیر پیدا کنه به حضرت برسونه بعد خودش نگه داره تا یکی و پیدا کنه به آقا پیغام برسونه پس باید بمونم فعلا محسناز مرگ نمی‌ترسه باید من زمان داشته باشم یکی و پیدا کنم پس یه جایی باید برم فعلا ششمپدران نوشتن جلیلیانعلی ترجمش این میشه پرسه می‌زد نمی‌دونست کجا باید بره چپراست یه خورده از اینور می‌رفت برمی‌گشت از اونور می‌رفت دوباره برمی‌گشت از اون کوچه می‌رفت برمی‌گشت سر جاشه این زیاد تو روضه شنیدید اینو کی گفته آقا برای شما این و کی گفتهرا از عبیدالله که اگه می‌شناختن نصفه شب تنها گیرش آورده بودن گرفته بودنش این و کی نقل کرده این عباسعبیدالله جدلی نقل کرده از فرمانده‌های مسلمه یعنی اینایی که از مسجد کوفه رفتن بیرون خیلی دور نشدن از دور داشتن مسلم می‌پاییدند داشتن غربت و تماشا می‌کردن از این ورامیناین می‌شناختن اینا یارانش بودن یاران مسلم و می‌شناختن حکومتی که اگه می‌شناخت شبونه گرفته بود مسلمونی‌ست مسلم سفیر سیدالشهدا می‌دونستن الان معطر شده دنبال یه جایی فردا که یه کسی ر پیدا کنه بفرستدالله غربت و برای ما روایت کردن ولی کمکش نکردم بعد نوشتن که خیلی اون آاقای که شانش انقدر عجله این عباراتی که ما تو زیارتنامهی می‌فرماید دایناموی خوشبحال چشمی که با مسلم گریه کند پیغمبرانی مومنان براش گریه می‌کنن بعد نوشته ومینا وقتی رسول خدا بلند شد انقدر اشک ریخته بود سینه‌اش خیس شده بود برام غربت مسلم آقای امام حسین بن قیروان کوچه به اون کوچه داره میره یه آدم آبرودار سفیر سیدالشهداست نمی‌دونه کجا بره رفت و خلاصه چیکار کنه خونه‌های قدیمی تو روستاها نگاه کنی دوتا سکو از جلو در رفت جلو در یه خونه‌ای اینا بزرگ زاده ملازاده رفت نشست روی این سکو یه پیرزنی در باز کرد پسیعنی پاشو برو دیگه خدایی نکرده در خونتون چند نفر بیان بشینن یه بار در باز کنی ببندندبه در و باز کرد پس مسلمون کجا برم کی پیدا کنم به پیغام بار سوم گفتش که من یه پیرزن تنهام آبرو دارم از در خونه‌ی من بلندشو آبرو داره تو راه سیدالشهدا چندتا شباهت داره به حضرت من یکی یکی دو سه تاش و عرض کنم شما ر به خدا بسپارم یکی اینجاست که می‌دانم آخر سر میگم روز که شد وقتی لو رفت لااله‌الاالله یه شهر اومدن به جنگ یه نفر اینایی که ورزشکاران تو مسابقات پنج دقیقس مسابقه آدم بجنگه یه تنه هم با پشم با جلو هم از بالا هم سنگ میزدن هم دین بارم نیرو کمکی آوردن زخم خورد بر بدنش سنگ بهش اصابت کرد همه کردن هم سنگ زدن هم تیر زدن نوشتنق بلجرا انقدر خون ازش رفته که توان حرکت نداشت ولی نباید بمیرم من من یه کارم مونده میدونید یه چیزی نوشته بود که خودش وقتی خواستوی کنه این و گفت وقتی گرفتن بردنش تو دارالحکومه را قبول کرد اینجا گفتن که آقا امان‌نامه میدیات قبول می‌کنم تاریخ نوشتداستان خون شده بودده خونی نمونده بود کاری نداره برای یه رزمنده هیچی شیرین‌تر از این که جون بده تو راه مولا نیست اما من باید بمونم برای اینکه یکی پیدا کنم به آقا پیغام بده آوردنش تو دارالحکومه عبیدالله شروع کرد فحش دادن اون داشت می‌گشت ببینه به کی می‌تونه وصیت کنه برای اینکه وقت بخره گفتش که گفتن چیزی اگه می‌خوای بگو گفت یه جوره آب به من بدین یه کاسه آب آوردن دو بار اومد صورتش نزدیک کنه لب بالا شمشیر خورده بود این از اون شباهت‌هاست سیدالشهدان ندارم دقیق بیان کنم اونجام نوشتن نیزه‌ای به دهان دو بار اومد آب بخوره ظرف آب و عوض کردن تا اومد سرشون من خون ریخت تو آب کرم ارباب بود نباید مسلم آب می‌خورد روز قیامت خجالت می‌کشید گفت مثل این که قراره من تشنه جون بدم باز دارم جور زیرلب اشکش جاری شد عبیدالله گفت مرد جنگی گریه نمی‌کنه اومدی با ما بجنگی حالا یا من کشته میشم یا تو گفت من برای مرگم گریه نمی‌کنمن نامه نوشتم به حسین نوشتم جمله اینجا مهمان رادیکال پیش قراولی که فرستادی به تو دروغ نمیگه جلوم الینا سریع بیا حسین بن علی به من اعتماد داره گفتم سریع بیا با اهلش اومده او به من اعتماد کرده اوضاع عوض شده گفت یه حاجت دیگم بگو یه نگاهی کرد گفت می‌خوام کنم غربت این نگاه کرد دید نزدیک‌تر از محمد بن اشعث کسی نداره گفت به محمد بن اشعث می‌خوام وصیت کنم یه لبخندی زد عبیدالله و خجالت که امانت داری کن دلت می‌خواد وصیت کنم به محمدبن اشعث گفت یه کسی من انقدر پول پیش فلانی دارم بهت میدم یه کسی بفرست پیش حسین بن علی بگو مسلم دیگهدیگه یا غریب کوفه کسی که وصی او پسر اشعث آقا ر بردن اون بالا سر که جداکردن بدن از اون بالا زمین انداختن بدن مبارکش به اسب بستن رو زمین می‌کشیدن آقا امام حسین بن عقیل اگر بی سر و روی زمین کشیدن مولایمان سیدالشهدا ر رو زمین نکشیدن بلکه ده نفر به اسبهاشون اهل تازه زدند


[1] أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا ۖ قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا ۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (246 بقره)

[2] مریم آیه 39

[3] فَأُولٰئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِم مِنَ النَّبِيّينَ وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ ۚ وَحَسُنَ أُولٰئِكَ رَفيقًا﴿۶۹﴾ (نساء/ 69)

[4] لقد کان عقیل بن أبی طالب انسب قریش واعلمهم بایامها ، وکان والده ابو طالب یکن له حبا کبیرا . وقد احبه رسول الله کثیرا وقال فی حقه بعد ان سأله امیر المؤمنین علی علیه السلام عن حبه لعقیل فقال صلى الله علیه وآله : ای والله انی لأحبه حبّین حبا له وحبا لحب ابی طالب له ، وقال ان ولده لمقتول فی محبه ولدک ، فتدمع علیه عیون المؤمنین وتصلى علیه الملائکه المقربون ۲ وقد رزق الله عقیلا مولودا مبارکا سماه مسلما


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *