اگر بنده بخواهم تحفه‌ای تقدیم کنم و زیاد هم زمان را نگیرم، باید نگاه کرد و دید که ائمه‌ی ما چکار می‌کنند، نه فقط در وقت گرفتاری، نه فقط در روز ولادت… این از ضعف محبّت است که اگر من فقط تقویمی به سراغ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بروم. ائمه‌ی ما هر روز گرفتارِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بودند.

امام کاظم سلام الله علیه روحی له الفداه دعایی دارند که این دعا را زیاد می‌خواندند. «يُونُسَ بْنِ بُكَيْرٍ» به محضر امام رضا صلوات الله علیه رسید و عرض کرد: فدای شما بشوم! چیزی به من یاد بدهید «أَنْ يُعَلِّمَنِي دُعَاءً أَدْعُو بِهِ عِنْدَ اَلشَّدَائِدِ» که هر وقت در جایی گیر کردم آن را بخوانم. حضرت رضا صلوات الله علیه فرمودند: «تَحَفَّظْ مَا أَكْتُبُهُ لَكَ» این چیزی که برای تو می‌نویسم را نگه دار.

ان شاء الله خدای متعال روزی ما کند که زمانی امام به ما هم نامه بنویسند، ان شاء الله حضرت حجّت ارواحنا فداه را ببینیم و از حضرت دستورالعمل بگیریم.

حضرت رضا صلوات الله علیه فرمودند: «تَحَفَّظْ مَا أَكْتُبُهُ لَكَ» این چیزی که برای تو می‌نویسم را حفظ کن «وَ اُدْعُ بِهِ فِي كُلِّ شَدِيدَةٍ تُجَابُ» در هر شدّت و گرفتاری مادی و معنوی این را بخوانی اثر دارد، یا آن چیزی را که می‌خواهی می‌گیری و یا بهتر از آن را به تو می‌دهند یا بعضی از گردنه‌های خطرناک را از پیش روی تو برمی‌دارند، «وَ تُعْطَى مَا تَتَمَنَّاهُ» آنچه می‌خواهی به تو می‌دهند، یا بالاتر از آن را به تو می‌دهند.

«ثُمَّ كَتَبَ لِي» بعد حضرت برای من نوشتند.

این دعا را سیّد در «مهج الدعوات»، یک مرتبه جزو دعاهای حضرت موسی بن جعفر صلوات الله علیه آورده است که حضرت موسی بن جعفر صلوات الله علیه به این دعا ملتزم بودند و دائم می‌خواندند، یک مرتبه هم آورده است که امام رضا علیه الصلاة و السلام دستور می‌دادند که این دعا را بخوانید.

این دعا طولانی است و بنده فقط اشاره می‌کنم که ادبیات دعا را ببینید. ان شاء الله اگر این دعا در اینجا خوانده نشده است یک صبحی خوانده و ترویج شود. هر سنّت حسنه‌ای که ما به ترویج آن کمک کنیم، تا قیامت برای ما حساب می‌شود. امید دارم که منِ بیچاره‌ی روسیاه هم برای آن کسانی که نشنیده‌اند، در نسلشان امتداد پیدا کند که دست من را هم بگیرند.

اتفاقاً امروز روزِ این دعاست، اصلاً این سه روز عدّه‌ای از بندگان خدا متعکف هستند که قدری به خودشان و اعمالشان فکر کنند. حضرت اینطور شروع می‌کنند: «بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ  اَللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِي وَ كَثْرَتَهَا» خدایا! کثرت گناهانم…

البته باید در جلسه‌ای توضیح دهیم که وقتی ائمه علیهم السلام دعا می‌کنند، خودشان چطور این عبارات را برای خودشان می‌گویند.

«اَللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِي وَ كَثْرَتَهَا قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ» خدایا! اگر پرده از روی اعمال من کنار برود، دیگران هم زشتیِ مرا می‌بینند. آنقدر گناه کرده‌ام، تو که می‌دانی من چقدر زشت شده‌ام… اگر پرده از روی اعمال من کنار برود مردم هم زشتی مرا می‌بینند و از من فرار می‌کنند.

«وَ حَجَبَتْنِي عَنِ اِسْتِئْهَالِ رَحْمَتِكَ» کارم به جایی رسیده است که اصلاً دیگر لایق این موضوع نیستم که رحمت تو نصیب حال من بشود، «وَ بَاعَدَتْنِي عَنِ اِسْتِيجَابِ مَغْفِرَتِكَ» گناهان من آنقدر مرا دور کرده است که دیگر بایستی از مغفرت تو ناامید بشوم، «وَ لَوْ لاَ تَعَلُّقِي بِآلاَئِكَ وَ تَمَسُّكِي بِالدُّعَاءِ» اگر نبود که من دائم به یاد نعمات تو هستم و دعا می‌کنم و الحمدلله هنوز خودم را بنده‌ی تو می‌دانم، «وَ مَا وَعَدْتَ أَمْثَالِي مِنَ اَلْمُسْرِفِينَ» و تو به مسرفان و اسراف‌کنندگان وعده داده‌ای، «وَ أَمْثَالِي مِنَ اَلْخَاطِئِينَ» و آن‌هایی که شبیه من از گنهکاران هستند وعده دادی «وَ وَعَدْتَ اَلْقَانِطِينَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِقَوْلِكَ» و بلکه تهدید کردی که «نکند از من ناامید بشوید»، با این عبارت که «يا عِبادِيَ اَلَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّهِ إِنَّ اَللّهَ يَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ»…

اگر زمانی زنده باشم توضیح خواهم داد که این آیه سُکرآور است، از اینکه خدای متعال چطور با گنهکاران صحبت کرده است! «يا عِبادِيَ اَلَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّهِ إِنَّ اَللّهَ يَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ».[13] ای بندگان من که خطاها و بیچارگی‌هایتان از حد گذشته است، از رحمت خدا ناامید نباشید…

«وَ حَذَّرْتَ اَلْقَانِطِينَ مِنْ رَحْمَتِكَ» تحذیر کردی، تهدید کردی که نباید کسی ناامید بشود، فرمودی «وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ اَلضّالُّونَ» بجز گمراهان کسی از رحمت خدا ناامید نمی‌شود، «ثُمَّ نَدَبْتَنَا بِرَأْفَتِكَ» ما را به این موضوع هدایت کردی که خدا رئوف است، «إِلَى دُعَائِكَ» گفتی اگر سیاه و ناپاک هستی عیبی ندارد، اجازه می‌دهم دعا کنی، فرمودی: «اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ اَلَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ» عیب ندارد، شما هم مرا صدا بزنید، بعد هم تهدید کردی و فرمودی آن کسانی که از دعا کردن و عبادت کردن استکبار بورزند را وارد جهنّم می‌کنم. طوری تهدید کردی…

گاهی انسان طوری سیه‌رو می‌شود که از رو به قبله ایستادن خجالت می‌کشد، اما خدای متعال طوری تهدید کرده است که ما بخاطر آن تهدید خجالت نکشیم.

خدای متعال فرمود اگر ببینم رو به من نمی‌ایستی و از من نمی‌خواهی، تو را جهنّمی می‌کنم.

وگرنه چه چیزی باعث شد که حرّ برگردد؟ می‌گفت نمی‌شود ناامید شد. هرچه کردم ولی ناامیدی بدتر است.

بعد امام کاظم علیه السلام به خدای متعال اینطور عرض می‌کند، امام رضا علیه السلام هم به ما یاد داده‌اند که اینطور بگوییم:

«إِلَهِي لَقَدْ كَانَ اَلْإِيَاسُ عَلَيَّ مُشْتَمِلاً» اگر حرف‌های تو نبود و من بودم و اعمالم، مانند پتویی که به دور خودم می‌پیچم، ناامیدی مرا در خودش پیچیده بوده بود و مرا احاطه کرده بود، «وَ اَلْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَتِكَ عَلَيَّ مُلْتَحِفاً» انگار که از ناامیدی پتویی روی خودم انداخته‌ام.

«إِلَهِي لَقَدْ وَعَدْتَ اَلْمُحْسِنَ ظَنَّهُ» خدایا! تو فرموده‌ای که به من حسن ظن داشته باشید و از من ناامید نباشید.

بعد وارد این بخش می‌شوند که خدایا! اگر رمقی در من باقی مانده است، این حسن ظن به توست که تو مرا از آتش نجات می‌دهی.

چطور؟

خود حضرت پاسخ می‌دهند و می‌گویند: خدایا! تو در کتاب خودت گفتی و کلام تو حق است. روز قیامت جمعیت زیاد است. انسان‌ها را رده‌بندی می‌کنند. «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» روز قیامت هر کسی را با امام او صدا می‌زنند…

حضرت موسی بن جعفر صلوات الله علیه این دعا را می‌خوانده‌اند! خدا می‌داند که منّت گذاشته‌اند که به ما هم گفته‌اند.

«اَللَّهُمَّ فَإِنِّي أُوفِي» خدایا! من با همه‌ی وجودم می‌گویم «وَ أَشْهَدُ» و شهادت می‌دهم «وَ أُقِرُّ» و اقرار می‌کنم «وَ لاَ أُنْكِرُ» و انکار نمی‌کنم «وَ لاَ أَجْحَدُ» و از روی علم انکار نمی‌کنم «وَ أُسِرُّ» و سِرّ باطنم این است «وَ أُعْلِنُ» و ظاهر من این است «وَ أُظْهِرُ وَ أُبْطِنُ» ظاهر و باطن من این است که «بِأَنَّكَ أَنْتَ اَللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ وَحْدَكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ» من شهادت می‌دهم که تو خدای یگانه هستی و جز تو خدایی نیست، «وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلََّى اللََّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ»، «وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ سَيِّدُ اَلْأَوْصِيَاءِ»…

اگر بنا بر اقرار بود کفایت می‌کرد، برای هر مورد یک جمله گفته بودند… اما در ادامه اینطور به محضر خدای متعال عرض کرد:

«وَ وَارِثُ عِلْمِ اَلْأَنْبِيَاءِ عَلَمُ اَلدِّينِ»… از هر جایی بخواهی اسلام را ببینی، هر جایی بخواهند اسلام را بشناسند، باید امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را ببینند… «وَ مُبِيرُ اَلْمُشْرِكِينَ» کسی که مشرکان را در هم کوبید، «مُمَيِّزُ اَلْمُنَافِقِينَ» کسی که منافقان را رسوا کرد، «وَ مُجَاهِدُ اَلْمَارِقِينَ إِمَامِي وَ حُجَّتِي وَ عُرْوَتِي» آن ریسمانی که اگر دست من به او برسد نجات پیدا می‌کنم، «وَ صِرَاطِي» راه من به سوی تو است، «وَ دَلِيلِي» راهنمای من است، «وَ مَنْ لاَ أَثِقُ بِأَعْمَالِي وَ لَوْ زَكَتْ» این آقا کسی است که اگر همه‌ی اعمال من صالح هم باشد، من به اعمالم تکیه نمی‌کنم، «وَ لاَ أَرَاهَا مُنْجِيَةً لِي» من اعمال خودم را نجات‌بخش خودم نمی‌دانم، «وَ لَوْ صَلَحَتْ» حتّی اگر اعمالم صالح باشد، «إِلاَّ بِوَلاَيَتِهِ» مگر اینکه ولایت او را داشته باشم، «وَ اَلاِئْتِمَامِ بِهِ» افتخار به امامت او می‌کنم، «وَ اَلْإِقْرَارِ بِفَضَائِلِهِ» خدایا! من به فضائل او اقرار می‌کنم که تو مرا ببخشی، «وَ اَلْقَبُولِ مِنْ حَمَلَتِهَا وَ اَلتَّسْلِيمِ لِرُوَاتِهَا» نسبت آن کسانی که فضائل او را گفته‌اند احترام می‌کنم، «وَ أُقِرُّ بِأَوْصِيَائِهِ مِنْ أَبْنَائِهِ أَئِمَّةً وَ حُجَجاً» به فرزندان او هم ایمان دارم.

محور کجاست؟ محور امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است.

بعد به محضر خدای متعال اینطور عرض کردند: «اَللَّهُمَّ فَادْعُنِي يَوْمَ حَشْرِي وَ نَشْرِي بِإِمَامَتِهِمْ» خدایا! روز قیامت که خواستی مرا صدا بزنی، مرا جزو حیدریون صدا بزن. «وَ أَنْقِذْنِي بِهِمْ» مرا به برکت ائمه‌ام نجات بده، «يَا مَوْلاَيَ مِنْ حَرِّ اَلنِّيرَانِ» از آتش جهنم…

«وَ إِنْ لَمْ تَرْزُقْنِي رُوحَ اَلْجِنَانِ» اگر آنقدر بد هستم که لایق بهشت نیستم، مرا به حرمت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از آتش نجات بده.

«اَللَّهُمَّ وَ قَدْ أَصْبَحْتُ يَوْمِي هَذَا» خدایا! صبح خود را شروع کردم، «لاَ ثِقَةَ لِي» هیچ تکیه‌گاهی ندارم، «وَ لاَ رَجَاءَ» به جایی امید ندارم، «وَ لاَ لَجَأَ» پناهگاهی ندارم، «وَ لاَ مَفْزَعَ» به چه کسی پناه ببرم؟ «وَ لاَ مَنْجَى» نجات‌بخشی نمی‌شناسم، «غَيْرُ مَنْ تَوَسَّلْتُ بِهِمْ إِلَيْكَ» بجز این آقا!

«مُتَقَرِّباً إِلَى رَسُولِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ» نام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را می‌برم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به من نگاه کنند.

بعد امام کاظم صلوات الله علیه بیان می‌کنند که «اِفْتَحْ عَلَيَّ فِي هَذَا اَلْيَوْمِ أَبْوَابَ رِزْقِكَ» خدایا! درهای رزق مادی و معنوی را بر من بگشای.


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *